سلام عزيزم.خوبي؟چه خبرا؟تولد اامام رضا بودااااا يادته گفتي يهو در زدن با كيك اومدن تو خونه،تو هم اينقدر دس پاچه شده بودي كه نميدونستي چيكار كني.تو آسمونا چه خبر بود اينجا رو ديدي حرم چه خوشگل شده بود.
قرار بود سفارش منو به خدا بكنيا كردي اين كارو؟؟؟زود باش دير ميشه ها مگه نميخواستي ببيني پس خودت دست به كا رشو.
اين تقديم به تو ميدونم كه ميخونيش.
من
محتاج توام
من محتاج
توام
از عشق که....نه....![]()
اما از عاقبت بی عقوبت! این همه فاصله،
از انتهای نامعلوم این
کوچه های بی چراغ و چلچله!،
چرا.........می ترسم!......
![]()
من از لحظه ای که چشم های تو،
بین آوار این همه نگاه معنا دار گم
شوند! ![]()
من از دمی که بازدم تو پاسخش نباشد،
می ترسم!![]()
اما اگر راستش را بخواهی!
![]()
نمی دانم که از عاقبت این همه ترانه و نامه ی
بی جواب! ![]()
می ترسم یا نه؟!
![]()
فقط می دانم که.....محتاجم!
![]()
محتاج سکوت ستاره!
![]()
محتاج لطافت صبح!
![]()
محتاج صبر خدا!
![]()
من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!![]()
من محتاج واژه های ساده و بی تکلفم
واژه هائی که بشود با آب غسلشان داد!
![]()
من محتاج نگاهی از جنس آب و لبخندی از جنس
صداقتم!![]()
من محتاج عطر یک احساس باران زده ی نمناکم!![]()

من محتاج توام!
![]()
محتاج نگاه تو،
محتاج لبخند تو،
محتاج احساس تو،
همین!
![]()
از این ساده تر و بی تکلف تر در کلام من نمی
گنجد! ![]()
من محتاج توام که بیایی و مرورم کنی!
![]()
با یک هوا هق هق!
![]()
با یک جفت نگاه خیس!![]()
من محتاج یک دنیا آسمان ابریم!
![]()
که ببارد،....که برای من بشود،
بهانه ای از جنس معجزه!![]()
تا بگویم تو را به حرمت این ابرها که می گریند
قسم!....![]()
نوشته شده توسط از دست رفته در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 9:24 موضوع | لینک ثابت

سلام عزيزم چطوري ؟خوبي؟اون بالاها كه تو هستي چطوره؟جات خوبه ؟راحتي؟
الان ميگي اين ديوونه شده .خوب آره ميدونم مطمئنا جات خوبه و راحت ولي منو كه ميبيني حالم چه جوريه ،ميبيني كه هر لحظه با خوندن يه فاتحه واست خودمو آروم ميكنم اگه هزار بارم بيام سر خاكت باورم نميشه اونجا خوابيدي.ميدوني پيش خودم ميگم شايد خوابم شايد همش يه كابوس شبانه اس ...
ميدوني چيه؟هر روز صبح كه از خواب بلند ميشم وقتي ميبينم عقربه هاي ساعت به 10 ميرسن ولي از احوالپرسي تو خبري نيست اون موقع بايد باور كنم نيستي.....
ميدوني روزي هزار بار تمام خاطره هامون،حرفامون،دعواهامون،قربون صدقه رفتن بعد از دعواها،ناز كردنامون،اشكامون،دلتنگيامون.....مياد جلو چشمام و چشام پر اشك ميشه و بغضم رو قورت ميدم.يه چي بگم بخند اين مدت از بس بغضمو خوردم گلو درد گرفتم.آخ كه صداي خندت هنوز تو گوشمه.
ميدوني امروز ياد چي افتادم ياد موقعي كه وقتي مسيج بهت ميدادم گوشي رو بر ميداشتيو مسيجمو ميبوسيدي،ياد شباي كه تا صبح پا به پات بيدار موندم تا دردتو كمتر حس كني و به خودم ميگم كاش بيشتر بيدار مي موندم بيشتر از همه شبايي كه بي خيال دردت تا نزديكاي صبح دوس داشتنمونو به رخ هم ميكشيديم.
كاش پيش مرگت شده بودمو اين روز رو نميديم.يادته هر وقت قربون صدقم ميرفتي ميگفتم خدانكنه ،ميگفتم نگو اين جوري . ميگفتم كاش تا وقتي من هستم تو هم باشي،ميگفتم كاش اول من برم بعد تو .چون تو هميشه صبور تر از من بودي.
ولي بدون هنوزم دوست دارم.ميگم اون بالا بالايي سفارش منم به خدا ميكني؟؟؟يادته هميشه وقت خداحافظي چي ميگفتم بهت :
پس بازم ميگم جيگرت برم قلوه ي من مواظب خودت باش تا من بيام.
****************-------------------------------------------****************
ممنون از ستاره خانوم واسه همدرديشون.
نوشته شده توسط از دست رفته در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 15:8 موضوع | لینک ثابت
" حميد مصدق خرداد 1343"
*تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
" جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
نوشته شده توسط از دست رفته در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت
هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،
دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،
شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من
دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،
دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم.
ممنون از دوست عزيزي كه با اين شعر با من همدردي كردن.
نوشته شده توسط از دست رفته در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت
چهل روز از پريدنت گذشت و من همچنان مبهوت رفتنت.
به ديدارت مِي آيم فقط تفاوتش اين است كه من ايستا ده ام و تو فرشته وار آرميده اي!
افسوس...
روحش شاد
نوشته شده توسط از دست رفته در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت

بیارایید آسمان را چراغانی کنید زمین را
بکو بید و هل هله کنید که در آسمان جای گرفت
سماع کنید که در آسمان می خندد
آه !که در روی زمین جایی به وسعت دل دریای ات نبود.
یادگار عشقت دل سو خته من است.
صبوری کن دل من.
روحش شاد.
نوشته شده توسط از دست رفته در جمعه یکم خرداد 1388 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت
عزیز دلم
اونی که دوس داشتنو به من یاد داد گذاشت و رفت .خسته شد از این دنیا و رفت.
مثل یه پرستو پر کشید و رفت پیش خدا.
به کی بگم دردمو خدایا صبرشو بهم بده.
یادته بهم میگفتی نکنه بعد من بی تابی کنی؟؟؟؟آخه چه جوری؟؟؟چرا من تنها گذاشتی.؟؟
همیشه دوس داشتی بری گفتی موندن تو این دنیا عذابه..خوب حالا موندن من بدون تو چی عذاب نیست؟؟؟؟
خودتم میدونستی داری میری.............................
این وب رو تو ساختی چه جوری بدون تو ادامه اش بدم.....؟؟؟
همه این پست ها رو تو نوشتی چه جوری بیام ادامه بدم
کمکم کن
خدایا روحشو شاد کن.
میدونی نوشته های این پستمو سبز میزنم به حرمت جدت که منم بیام پیشت.
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
صبوری کن دل من
نوشته شده توسط از دست رفته در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده
اخ ! ! داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگا ر بی کسی یه عمر که در به درم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه اتیش زدن یه کوره راه شب بسم
دلم گرفته اسمون یه کم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خرده کمتر گله کن
منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم
برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین ! !! یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن!!
نوشته شده توسط از دست رفته در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت
یادته یه بار هین فال رو واسه من گرفته بودی!!
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم خور........
حالا من واسه تو میگیرم.....
افسوس......
به جدت قسم..............اگه...............؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط از دست رفته در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت
من روبروی آینه قد می کشم , او روبروی من
سنگینی حضورش احساس تلخی ست
باور کن آیینه ! باور کن این تصویر من نیست
این چشمان نا زیبا
, چشمان من نیست
چشمان من
, ابریست ! چشمان من , جاریست
این قامت تاریک ... دستان خون آلود ... همسان من نیست
می ترسم از آیینه
, از تصویر
می ترسم از چشمان نازیبا
می ترسم از دست کدر
این ... من ... نیستم
باور کنید
ای آینه ! یاری کن
مگذار من و این چشمان بارانی
, شرمنده ی چشمان زیبای تو باشیم
ای آینه
, یاری کن ! بشکن مرا !!! بشکن ... مرا
نوشته شده توسط از دست رفته در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام.من از كسي خواهش نميكنم واسه نظر دادن اما با يه دل پر از درد خواهش ميكنم هر كي به اين وب اومد واسه عزيز من يه فاتحه بخونه.همين.
فهرست اصلی
دوستان
پایان راه
عاشق دل تنها
سرچشمه
اندوه مقدس
عشق کودکی
اسارت عشق
تنهاترازسکوت
در مدار عشق
روزای بی خاطره!!!
آوای خاموش
((عاشق چشمان نازت))
قلب يخی
دریای غم
شکست سکوت
تشنه محبت
مالک
دیونه های با نمک
کلبه مجنون
خزان عشق
رویای خیس
کارو
عاشقانه ها
مجنون تنها
دلباخته خاتم
زینب و اله رسول
دلم برات تنگ شده
پرستو جون
پسر آفتاب
محراب عشق
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
آبان 1388
مهر 1388
طراح قالب
POWERED BY